بار سنگین، در سال ۱۹۳۳ در اورگان، ساموئل مورفی را از دخترش جدا کرده و به یک اردوگاه کار اجباری بیرحمانه میفرستند. رئیس اردوگاه، کلنسی، او را با پیشنهاد آزادی زودهنگام وسوسه میکند؛ به شرطی که محمولهای از طلا را از میان طبیعتی مرگبار و وحشی قاچاق کند. اما با شکلگیری خیانت در میان اعضای گروه، مورفی با این پرسش روبرو میشود که برای دیدن دوبارهی فرزندش تا کجا حاضر است پیش برود.