«سوتا تاچیبانا» مدام از این شغل پارهوقت به آن شغل میپرد و زندگی را بیدغدغه و بدون هدف خاصی میگذراند. او ویژگی خاصی ندارد، جز اینکه قدش نسبتاً کوتاه است. یک روز، پایش به کاری جدید باز میشود: دستیاری و انجام کارهای مختلف برای تیم والیبال دانشگاهیِ خواهر بزرگترش! سوتا که ناگهان خود را در محاصرهی گروهی از زنان خوشهیکل و درشتجثه میبیند که همگی از او بلندقدترند، متوجه میشود که بیش از هر زمان دیگری مورد توجه خانمها قرار گرفته است. حالا او ابتدا باید تصمیم بگیرد که اصلاً دلش میخواهد با کدامیک از آنها وارد رابطه شود... و بعد باید مراقب باشد که هیکلهای درشت و ورزیدهی آنها، حین این ماجراها واقعاً او را له و نابود نکنند!