فصل 1 قسمت 8 قرار گرفت
اهریمن پادشاه شیطان یک مشکل دارد: دخترش، دو، همه را دوست دارد! در نتیجه، اهریمن مجبور شد تهاجم خود به جهان را متوقف کند، زیرا این نگرانی وجود داشت که رفتار دخترش شایسته کسی از نوع او نیست. او دوست دارد، به دیگران کمک کند و برای همه موجودات، از جمله دشمنانشان، انسان ها، شادی بیاورد. اهریمن اما به جای سرزنش به دوو به خاطر کارهای خوبش تبریک می گوید. با کمک دستیارش جاهی، که به عنوان ارباب دو منصوب می شود، آن دو سعی می کنند از شر طبیعت مهربان او خلاص شوند – به طوری که دختر شاه شیطان از یک دختر کوچک زیبا، دوست داشتنی و خوب به یک شیطان کوچک غیرانسانی، بی رحم و پیچ خورده تبدیل می شود.