فصل 1 قسمت 7 قرار گرفت
یوکی از خواب بیدار میشود و خود را در عمارتی ناآشنا مییابد؛ با لباس خدمتکاری بر تن و در حالی که روی تختی مجلل دراز کشیده است. خیلی زود متوجه میشود پنج دختر دیگر هم آنجا هستند که همگی درست مثل او لباس پوشیدهاند. اینجا «خانهٔ ارواح» است، و تنها راه زنده ماندنشان عبور از تلههاییست که در انتظارشان است—بازیهای مرگباری پر از تفنگهای بادی، ارههای برقی، اتاقهای قفلشده و انواع سلاحها. این موقعیتی ناامیدکننده و وحشتناک برای همهٔ کسانیست که آنجا گرفتار شدهاند… خب، برای همه بهجز یوکی. بالاخره این شغل اوست—در هفدهسالگی. به نظرتان عجیب است؟ خودش هم همینطور فکر میکند. اما بعضی آدمها همینطورند—آنها با بازی کردنِ بازیهای مرگبار، امرار معاش میکنند.